گزارش صعود به ارتفاعات شاهو ( قله حوض خانی 3490 متر) و گردش در منطقه اورامانات
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۴
4846 بازدید

گزارش برنامه  صعود به ارتفاعات شاهو (قله حوض خانی 3490 متر) و گردش در منط

 

12 الی 15 خرداد 94

 

نفرات : پوریا بوجاریان - مصطفی جعفری

 

 

مقدمه

در آغاز سخن مایلم تا شرحی مختصر در رابطه با منطقه شاهو بازگو نمایم که به شرح ذیل تقدیم می گردد :

منطقه شاهو در اورامان یا به گویش محلی "هورامان" قرار گرفته است . رشته کوهی طویل و بلند با کوههای متعدد و سر به فلک کشیده که هر کدام از لحاظ اکو سیستم منطقه ای خاص خود را داراست .

این رشته کوه به لحاظ وحشی بودن و داشتن صخره ها و پوشش گیاهی منحصر به فرد در جایگاه ویژه ای قرار دارد.

بلندترین قله رشته کوه شاهو " حوض خانی " به ارتفاع 3490 متر در مسیر کرمانشاه به پاوه کیلومتر 10 نرسیده به پاوه در شمال شرقی روستای شمشیر واقع شده است که با راحت ترین مسیر صعود از همین روستا می باشد .

البته با احتساب زمانی می توان از روستاهای تازآباد ، سیروان ، شاهو هم این قله را صعود کرد . این رشته کوه در جهت شمال به ییلاق های پالنگان می رسد در جهت شرق به شهرستان های روانسر و جوانرود که به عنوان دروازه اورامانات شناخته می شوند می رسد ، در جهت غرب به پاوه و در جنوب  روستاهای شمشیر و شاهو در کوهپایه آن قرار دارند . از رودخانه های مهم منطقه شاهو و اورامان می توان به سیروان رود از شاخه های مهم رود کرخه اشاره کرد که با گذشت از میانه های زاگرس در نهایت به اروند می ریزد .

همانطور که گفته شد سهولت ترین راه صعود از روستای شمشیر یا سیروان با زمان تقریبی 3 ساعت می توان به قله نهفته در اورامان صعود نمود .

منبع : دانسته های شخصی پ . بوجاریان، به قلم (همان).

***********

 

پیشگفتار

 

شاخصه های هر کوه در وهله اول میان سینه مردمان و قعر پر تلاطم آن کوه در لابلای سنگها و پوشش اش نهفته است . حال این شاخصه ها گاه مادی است یا معنوی که از لحاظ مادی می توان به بهایی که از کوه می رسد از جمله چشمه ها ، گیاهان و حتی جانوران و دیگر ارمغان ها اشاره کرد و از لحاظ معنوی آن پرورشش روحی و روانی و جسمی که دارد و از دل افسانه های گذشته بصورت سینه به سینه برآمده است .

 

و در وهله دوم مکتوباتی که توسط اهل فن و تفکر گفته شده و حتی کسانی را هم که به نوعی از لحاظ نزدیکی با کوه دور بوده اند با این میراث گرانبها آشنا  کرده است .به هر امیدوارم که همگام با پایدار بودن این " نبض های الهی " در زمین که منظور از این واژه ترکیبی یعنی اینکه کوه ها و چین خوردگی های روی زمین مشابه یک فرکانس نبض هستند و عظمت و شکوه چیزی را می رسانند و آن جز بزرگی خداوند و آگاه بودن اش نیست ، ای کاش بتوانیم از این چشمه سارهای هستی خاکی بنوشیم و بنوشانیم با یاد ابیاتی معروف و موزون از شرف ملک امام الحکما حکیم بوعلی سینا مقدمه را به ورطه پایان می برم :

 

دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت

یک موی ندانست ، ولی موی شکافت

اندر دل من هزار خورشید بتافت

آخر به کمال ذره ای راه نیافت

 

***************

 

گزارش برنامه صعود شاهو و گردش در منطقه اورامان

در تاریخ 12/03/94 ساعت 14:30 از همدان برنامه را آغاز کردیم . مسیر بطرف کرمانشاه و پاوه  بود در ساعت 18:30 به 15 کیلومتری پاوه یعنی محل وجود غار قوری قلعه بودیم . که این غار بعنوان یکی زیباترین و شکفت انگیز ترین غارهای آبی آسیا به شمار می رود . با گردش در غار و به وجد آمدن مان از دیدن یکی دیگر از باشکوه ترین دستاوردهای خداوند در زمین به طرف پاوه رفتیم .

 

 

در روستای تازآباد با پسری به نام یاسر آشنا شدیم که همان اول نشناخته ما را به اول راه صعود شاهو برد و مسیر را کاملا برای ما مشخص کرد . به دلیل  ناأمن بودن بین راه و منطقه شب را به پاوه رفتیم در پارک سپری کردیم .

صبح روز چهارشنبه 13/03/94 ساعت 6:45 صعود خود را از کنار جاده اختصاصی سپاه بالای روستای سیروان آغاز کردیم . از همان اول شاهو وحشی بودن خود را برای ما نشان داد . با دارا بودن دره ها سنگی و گیاهان خاص با آن عطر مشام مست کن خودش ما را به صعود مشتاق تر می کرد .

 

 

 

 

در میانه راه در کنار شیب بسیار زیاد مسیر که گاهی برای ما سخت هم می شد غاری قرار داشت که محلی خوب برای استراحت و شب مانی می باشد در ساعت 9:30 با گذشت زمان 2:45 به بلندترین قله منطقه شاهو قله حوض خانی به ارتفاع 3490 متر رسیدیم و در کنار هم فریاد شادی سر دادیم و عکس های خاطره انگیزی را در کنار دوستان مریوانی که از طرف دیگر به ما پیوستند گرفتیم .

 

 

 

 

یکی از کوهنوردان جوان و خوب مریوان که در تیم رسیده به قله قرار داشت مسیر های قله و خط الرأس شاهو را تا حدودی برای ما بازگو کرد که از شمال شرقی به غرب به این ترتیب بود : قله های پیر خدر ، هفتوانان ، حوض خانی ، خوروله ، گاو کران ، هواربرزه ، زاولی ، سماعی و نور که این قلل از شمال  روانسر کشیده شده و تا منطقه اورامان بالا هم پیش می رود .

 

 

مسیر پر شیب برگشت را در پیش گرفتیم که بدلیل ریزشی ها و سنگهای فراوان گاهی خطرناک هم می شد . در ساعت 12:15 به کنار ماشین برگشتیم و با پیشنهاد من به همان باغ پای کوه و کنار جاده رفته و در کنار استخر آن زیر شلنگ آبی که از کوه می آمد یک دوش کوهی گرفتیم که بسیار هم خوشایند بود .

 

 

ساعت 13:30 با پاوه برگشتیم و ناهار را در آنجا میل کردیم . در ساعت 16:30 ادامه برنامه را به طرف اورمان و روستای زیبای یعنی اورمان تخت آغاز کردیم که با گذشت از روستاهای زیبا و خفته در زاگرس شمالی از جمله نودشه ، هجیج و دیدن از آبشار بل و سد دالیان در ساعت 18 به روستای اورامان تخت نگین ماسوله ای غرب رسیدیم . شب را کنار مقبره پیر شالیار یکی از بزرگان دراویش شافعی با زدن چادر به صبح رساندیم .

 

 

 

صبح روز پنج شنبه مورخ 14/03/94 ساعت 9 گردش خود را در میان روستا و کنار مردمان خوب و مهربان اورامان آغاز کردیم که اگر از زیبایی های داخل روستا از بازارچه گرفته تا تابلوهای نصب در معابر که هر کدام نشانگر صنعتی در روستا بود بگویم خیلی وقت می خواهد در نهایت به مسجد حضرت عبداله رفتیم که همان اول زیبایی نمای مسجد که مثل کلیسا بود ما را وجد آورد و سریع چند تا عکس گرفتیم . به داخل رفتیم ورودی اول دارای حوضچه ای برای وضو و در کنار شیرهایی همراه سکوهای مرمری بود . صدایی از داخل مسجد که شبیه ذکر دراویش بود می آمد با درآوردن جوراب به داخل رفتیم ! پیر مرد بود ساده بی آلایش در عالم خودش ! چقدر زیبا بود و در همان لحظه زیبایی های داخلی از گچ بری ها گرفته تا ستون های چوبی و مهم تر تمیزی مسجد به هیجان ما بسی افزود .

 

 

بالاخره دوستان تهرانی بنده که قرار بود همدیگر را در اینجا ببینیم به ما پیوستند و ناهار در همان کنار مسجد زیر درخت توتی میل کردیم . ناگفته نماند که در مسجد با جوانی به نام " سید برهان حسینی " آشنا شدم که به واقع یکی از معدود جوانان روستای بود که کامل و روشنفکر بود و یک شباهتی که بین من واو بود اینکه او هم شاعر بود و لحظاتی که در کنار هم بودیم به خوانش شعر و بحث در باب فلسفه پرداختیم .

 

 

در ساعت 16:30 با دیدار از مقبره پیر شالیار روستای اورامان را با مردم مهربانش به طرف نوسود و از آنجا به زیارتگاه سلطان اسحاق ترک گفتیم . با گذشت از آن جاده های پر پیچ و خم که من و آقا مصطفی را به یاد جاده های مرگ می انداخت و منظره کوه های مرز ایران – عراق به نوسود رسیدیم و از آنجا با گذشت 5 کیلومتر خاکی به زیارتگاه سلطان رفتیم . زیارتگاه اهل دل است اهل عشق ، اهلی که بدون ریا هستند و همه باید با خلوصی پاک به آنجا بیایند حال از هر ملت و فرقه ای که باشند .

 

مقبره کنار رود خروشان سیروان قرار داشت و ما شب را در کنار رود چادر زدیم که بسیار شب زیبا و شادی در کنار دوست خوبم مصطفی و دوستان تهرانی ما بود .

 

 

 

صبح جمعه 15/03/94 ساعت 8 با طرف پاوه آمدیم و با خوردن صبحانه در پاوه مسیر را به طرف کرمانشاه و همدان ادامه دادیم و ساعت 16 برنامه با خوبی های بسیار تمام شد .

فقط یه حرف موند :

 

" زیبایی ها ماندگارند ، ولی عمر می گذرد مثل زمان ،

 

پس از لحظه های نوین عمر با تأمل کامل استفاده کنیم "

 

پوریا بوجاریان خرداد ماه 1394