گزارش برنامه شیر کوه 89/9/3
سه شنبه ۰۶ خرداد ۱۳۹۳
0 نظر
1205 بازدید

گزارش برنامه شیر کوه  89/9/3

 

 

 

به نام خدا

 

ارتفاعات شیر کوه در جنوب شهر یزد واقع گردیده، گر چه از نظر تقسیم بندی کوه های منفرد ایران از آن یاد شده ولی در حقیقت قسمت هایی از سلسله جبال زاگرس می باشد که بلند ترين نقطه آن قله شير كوه با ارتفاع 4075 متر می باشد . اين کوه لطيف کننده هوا و تأمين کننده آب بسياري از قنوات يزد است و به همين دليل در دل مردم جايگاه ويژه اي دارد براي صعود به آن مسيرهاي گوناگوني وجود دارد از جمله: دره سوسن، دره شمس، بردستان سانيچ، لابيدشير، بيدکبکان، لابيدسرخ، لايخچال، و آب ريز که اين مسير آخر داراي دو مسير فرعي به نامهاي دره نجيب و لاسرگون مي باشد که مسير انتخابي ما برای صعود مسير دره نجيب بود. وجه تسميه آن نيز وجود تنگه اي است با شيب تند و طولاني به نام دره نجيب که مشکل ترين بخش صعود مي باشد. صعود را از روستائي ييلاقي به نام ده بالا شروع کرديم که 2433 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و حدود 50 کيلومتر از يزد فاصله دارد و  مسير آن  از شهر تفت مي گذرد و حدود يک ساعت و نيم از شهر فاصله دارد. بعد از شیر کوه دومین نقطه مرتفع استان یزد ارتفاعات برف خانه مشرف به روستای زیبا و دیدنی طزرجان است. یخچال های قدیمی و مانده به یاد گار در پای دیوار حکایت از دوران یخ بندان دارد. لب های ترک خورده و داغدار دامنه های شمالی و جنوبی منطقه با آب های خوش گوار و شیرین این کوه پر ابهت التیام می یابد . ديگر ارتفاعات منطقه قلل سوزنی طزرجان، قلل گاو گوساله، دیواره منشاد ، برج زيباي " ارنون" در ميان كوير كه چونان نگيني در انگشتري با نقش نگارهاي قديمي بروي خود مي درخشد که به لحاظ بعد مسافت اين ديار از مرکز ایران صعود و بازديد هاي کمتری روی آن انجام شده است.

 

گزارش برنامه :

 

قرار حرکتمان به سمت یزد روز جمعه 89/9/3 ساعت 4 صبح بود که به لطف بد قولی راننده کرمانشاهیمان با یک ساعتی تأخیر صورت گرفت، ولی خب ماشین گرمش تلافی آن یک ساعت سرمای دور میدان را درآورد! هشت نفری به سمت یزد رهسپار شدیم . به دلیل مصافت طولانی یک راننده کمکی هم اختیار کرده بودیم که مبادا پلیس راه اعتارضی داشته باشد بر رانندگی بیش از هشت ساعت راننده اصلیمان. طی طریق کردیم تا ساعت حدود 14 که بین راه کنار پارکی توقف کرده و بعد از صرف نهار به راهمان ادامه دادیم.

 برای گذر زمان در مینی بوس به پیشنهاد خانم اکبری کمی پانتومیم بازی کردیم که سرگرمی جالب و بعلاوه آموزنده ای بود. در منظور داشتیم که اگر قبل از تاریکی هوا به روستای ده بالا رسیدیم برای شب مانی به پناه گاه عظیمت کنیم که این امر میسر نگشت و به تاریکی هوا برخوردیم. در روستای ده بالا کمی برای پیدا کردن محله شیخ علی شاه به مشکل خوردیم چرا که تابلوی راهنمای آن کنده شده بود. به هر حال با یکی دو بار بالا و پایین شدن در روستا که موجب بدخلقی راننده هم شد با کمک یک بومی مسیر را پیدا کرده و به محله شیخ علی شاه رسیدیم. نم نم باران شروع به باریدن کرده بود که خبر از فردایی با هوای نامناسب میداد! در محله شیخ علی شاه حسینیه ای جهت رفاه حال کوه نوردان بنا شده است که شب را در آنجا به صبح رساندیم.

صبح ساعت 4 بیدار شدیم .( به دلایلی تصمیم گرفتیم که تمامی لوازم را با خودمان به بالا ببریم.) بعد از بستن کوله پشتی هایمان ساعت 5 حرکت کردیم. یک راه مال رو مسیر را کاملأ مشخص کرده بود که در ابتدا شیب کمی داشت و بعد از عبور از کنار یک باغ کوچک بر تندی شیب افزوده میشد که کم کم به سمت چپ تراورس کردیم که سمت راستمان دیواره ای عظیم قرار گرفته بود که چشم نوازی و دلفریبی میکرد.

 نزدیک به انتهای دیواره از زیر آن به سمت راست رفتیم و وارد دره" نجیب" شدیم که از دو طرف محصور دیواره های بلند شده است. با گذر از این دره با راهنمایی تابلوهای اداره راه!!! به مسیر ادامه دادیم که زحمت جلو داری تيم را آقای حیدری به عهده داشت. بعد از پایان شیبی تند و نفس گیر به بالای یال رسیدیم که تا پناهگاه تراورسی نسبتأ نرم داشت ولی برف زیادی آن قسمت را پوشانده بود. با بیشتر شدن ارتفاع هوا نیز رو به خرابی میرفت.

 2تیم از مشهد تشریف آورده بودند که حدود 10 نفر بودند و یک تیم 18-17 نفره هم متشکل از کوهنوردان یزدی و زنجانی در منطقه حضور داشتند که ایشان را زیر پناهگاه زیارت کردیم که هر سه تیم شب قبل را در پناهگاه به صبح رسانده بودند ولی به دلیل شرایط بد آب و هوایی همگی از صعود صرف نظر کرده و در حال برگشت بودند.

ساعت 10 بود که وارد پناهگاه شدیم. یک جانپناه فلزی، یک جانپناه بتونی و یک پناهگاه آلومینیومی که 3 عدد اتاق داشت کنار یکدیگر ساخته شده بودند که مجموعأ حدود 80نفر ظرفیت داشتند. سرویس بهداشتی نیز وجود داشت و در جهت مخالف سرویس ها یک چشمه آب در موقیتی مناسب قرار گرفته بود.

صبحانه را صرف کردیم و با نظر اکثر نفرات تصمیم به صعود گرفتیم. 2 تن از اعضاء تمایل داشتند در پناهگاه بمانند و6 نفری به راه افتادیم. خوشبختانه یک دستگاه gps  همراهمان بود و برای برگشت خیالم نسبتأ راحت بود که به مشکل برخورد نخواهیم کرد، که البته اگر gps  نداشتیم از صعود کلیه نفرات صرف نظر می کردم. به هر حال به مسیر ادامه دادیم و هر چه ارتفاع بیشتر میشد حجم برف بیشتر وهوا خرابتر میگشت.

خوشبختانه درمسیر درست حرکت می کردیم زیرا که تیرک های راهنمای مسیر را پیش رو داشتیم. نمی دانستیم چند تیرک راهنما تا قله وجود دارد ولی به دلیل مه شدید بعد از تیرک چهارم ما دیگر تیرکی ندیدیم تا به روی یک یال رسیدیم که کولاکی شدید شروع به وزیدن گرفت.

سعی میکردیم دقیقأ از روی رأس حرکت کنیم زیرا اطرافمان اصلأ مشخص نبود. به یک سنگچین رسیدیم که حدود یک متر بلندی آن بود و در ارتفاع 3966  متری قرار داشت که حاکی از درست بودن مسیر بود.

ادامه دادیم تا جایی کهgps  ارتفاع  3975 متر را نمایش میداد یعنی جایی که دقیقأ 100متر با قله فاصله داشتیم. ولی به دلیل شرایط بد هوا دید کم وذیق وقت صلاح را براین دانستم که از صعود اجتناب کنیم که دوستان نیز لطف کرده و اعتراضی نداشتند. ساعت15:20 بعد از گرفتن فیلمی کوتاه شروع به فرود آمدن کردیم که gps  واقعأ کارایی مفیدش را به ما ثابت کرد. ساعت17:30 به پناهگاه رسیدیم. خداراشکر تمامی لوازمهایمان همراهمان بود و تصمیم بر این شد که شب را در پناهگاه بمانیم شاید که هوای فردا برای برگشت مناسبتر باشد.

بعد از صرف شام و گپ و گفتی با دوستان، خوابیدیم.

ساعت 3:30 بود که بیدار شدیم و به سمت پایین رهسپار گشتیم.

هوا بسیار عالی بود به طوری که تک تک ستاره ها را میتوان شمرد و با روشن شدن هوا زیبایی منطقه بیشتر و بیشتر می شد.

ساعت 8:30 کنار مینی بوسمان رسیده و به سمت همدان به راه افتادیم که ساعت 23 در میدان امام همدان این برنامه نیز به پایان رسید.

 

تصاویر برنامه :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر