گزارش برنامکه غار دود زا 92/7/26
سه شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۳
0 نظر
1108 بازدید

گزارش برنامه غار دود زا 26 مهر 92


سرپرست برنامه : آقای رضا شریفی


اجرای برنامه : 26 مهر 92

 

 

***

 

هیچ گاه نتوان مقیاسی یافت؛ جهت مقایسه ی بین آنچه که در طبیعت رخ می دهد و آنچه که توسط آدمیزادگان حادث می شود. که صد البته، این قیاس قابل قبول نبوده و نیست. حال در آینده چه رخ خواهد داد، و بر سر این طبیعت و آدمیان چه پیش خواهد آمد، صحبتی بیش از یک خیال و انگاره نیست! که اندیشه به آن را به خویشتن واگذار می کنم.

اما به طرزی نه شاید درست، اما درخور بیان؛ شاید بزرگ ترین تفاوت بین آفرینش طبیعت و آنچه که توسط بشر ساخته و آفریده می شود؛ تفاوت در لحظه لحظه هایی است که در طبیعت رخ می دهد و حال آنکه این رخداد برای آفریده های دست بشری، چیزی جر تکرار مکررات نیست.

کوتاه سخن اینکه؛ خود را برای برنامه ی غار "دودزا" آماده کرده بودم و خیال مکانی هم چون غار "سراب" را در سر می پروراندم. اما وقتی روز جمعه 26 مهرماه سال 92 خورشیدی از همدان به کبودرآهنگ، سپس شیرین سو و از آنجا به روستای آقبلاغ در 17 کیلومتری شمال شیرین سو، حرکت کردیم، در پای تپه ای سنگی، غاری مشاهده می شد که نه شباهتی به غار "سراب" داشت و نه تفاوتی با آن!

از آن جهت مشابه که؛ لحظه لحظه های آن را حجمه ی انبوهی از سنگ هایی شاید به وسعت تاریخ آفرینش زمین، در بر گرفته بود. و نیز از آن جهت متفاوت که؛ این لحظه لحظه ها را رخدادهایی بدون تکرار فرا گرفته بود.

باری به هر جهت، تعداد 16 تن آقا و 4 تن خانم، به سرپرستی بزرگ مرد یاران؛ جناب آقای رضا شریفی، با یک دستگاه مینی بوس، حرکت خود را آغاز نمودیم. و در ساعت 7 به پای کوه نه چندان بلندی رسیدیم.

در میانه­ی این کوه سنگی، با قرار گرفتن در دهانه ی غار، وسایل ورود به آن را آماده نموده و تک به تک وارد آن شدیم. پس از پیمایشی کوتاه، به دلیل رطوبت زیادی که وجود داشت، و مسیر که گلی و امکان لیز خوردن افراد بسیار بالا بود، آقایان شعبانی و رابطی کارگاهی برپا کردند و اعضا با کمک طناب به نوبت مسیر را فرود رفتند. که به دلیل تعداد بالای افراد این کار بسیار زمان برد.

سپس به دلیل نبود تابلوی "چاه محسن" اشتباهی یک چاه بسیار حادثه پذیر را به جای دهانه ی "چاه محسن" قلمداد کردیم. به خاطر ریسک بالایی که دهانه ی این چاه داشت، دو تن از اعضای گروه آقایان غفوری و بر ، تصمیم گرفتند که وارد چاه شده و تمامی جوانب کار را سنجیده و اگر امکان ورود برای تمامی اعضا وجود داشت، به اطلاع دوستان برسانند. اما پس از کمی کاوش موفق به پیدا نمودن دهانه ی اصلی "چاه محسن" شدند و نیز تابلوی آن را که از جا کنده شده بود یافته و در جای خود نصب کنند.

فرود افراد و نیز یافتن دهانه ی اصلی چاه، زمان زیادی را به خود اختصاص داد، که تصمیم بر آن شد که تعداد 10 تن، بقیه ی مسیر را با سرعت بیشتری طی نموده، تا از هدر رفتن زمان جلوگیری کنند.

بر دهانه ی "چاه محسن" یک رول وجود داشت که با برپایی کارگاه، افراد با موفقیت حدود 7-8 متر را فرود عمودی رفتند. پس از گذر از منطقه ای تقریباً پیچاپیچ، به دهانه ی چاه دوم رسیدیم. کارگاهی دو روله که متاسفانه، یکی از رول ها از بین رفته بود و دیگری نیز تا حدودی شل شده بود. کارگاه دوم را نیز جناب آقای شعبانی زحمت کشیده و برپا کردند و مسیری حدود 30 متر که شیبی ملایم داشت و بسیار لیز همراه با ریزش سنگ بود، را فرود رفتیم.

سپس عبور از منطقه ای کاملا لغزنده که در بعضی جاها نیز با مسیر شن اسکی، مواجه می شدیم، خود را در تالاری یافتیم که در پایین دست خود، دریاچه ای بسیار ژرف، اما زلال که تا نهایت آن پیدا بود و در سکوتی اعجاز گون که فقط هر از چند گاهی سنگی، شاید برای لمس و در آغوش کشیدن این فریبا، سکون آن را در هم می شکست، جلوه گری نمود.

دست و روی خویش را جلایی دادیم و سپس آن مکان دل فریب را نیز ترک گفته و سپس به تالار دیگری رسیدیم. تالاری که با نصب تابلوهایی تصاویر را گویا، بیان نموده بود. با گرفتن عکس یادگاری، تصمیم به بازگشت از همان تالار را نمودیم.

این برنامه در حدود ساعت 18 در همدان به پایان رسید.

سپاس از؛

بزرگان و مربیان بسیار دلسوز و زحمتکش در این برنامه

و

همچنین سپاس ویژه از؛

تمامی دوستانی که با اینکه بسیار علاقمند به دیدن این غار بسیار باشکوه بودند، اما به دلیل نبود وقت کافی، فداکاری کرده و با بردباری هر چه تمام تر پیمایش غار را بر عهده ی دیگر اعضا قرار دادند.

 

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر