گزارش صعود قله کله جنون91/11/18
جمعه ۲۷ تير ۱۳۹۳
0 نظر
1858 بازدید

گزارش برنامه صعود به کله جنون

 

تاریخ 91/11/18

 

سرپرست : آقای محمد حسن شعبانی

 

 

به نام خدا

 

بنابه قرار قبلی تعداد 3 نفر از افراد گروه یاران به نامهای آقای محمد حسن شعبانی و آقای مهدی خاوری و آقای حسین مسافری به مقصد صعود به قله کله جنون واقع در استان لرستان به سرپرستی آقای شعبانی و بدرقه دوستان خوبی چون آقای عظیمی و آقای وحید محمودی ساعت 18 عصر روز پنج شنبه مورخه 91/11/18 دور میدان امام زاده عبدالله جمع بودیم . مسیر را با تعریف از هر موضوعی و هر دری به خوبی وخوشی و بعد از پر کردن باک خالی بنزین و کپسول خالی گاز ماشین و معده ی خالی خود مان با شامی که از خانه برده بودیم طی کردیم ، تا در ساعت 22 به روستای کمندان و بعد از بر پا کردن چادر به استراحت  پرداختیم . در ساعت 30/5 دقیقه صبح روز جمعه مورخه 91/11/19 که 3 نفر از دوستان خوبمان به نامهای آقای مهدی گلخنبان و آقای سید مهدی طباطبایی و آقای مهدی نامداری هم به مقصد صعود قله وارد منطقه شدند و بعد از کلی خوش و بش عازم صعود شدند و ما مشغول صرف صبحانه شدیم . بعد از تحویل ماشین به پرورشگاه ماهی قزل آلا ساعت 7 صبح حرکت به سمت پناهگاه را آغاز نمودیم . مسیر ما کف دره و از کنار رودخانه بر روی مقدار کمی برف آغاز شد و هر چه به سمت پناهگاه حرکت کردیم به مقدار برف هم افزوده می شد . بعد از طی تقریبا" 30/5 ساعت به منطقه بهمن گیر مسیر رسیدیم . که مجبور شدیم بهمن را دور بزنیم به همین خاطر مسیر یال سمت چپ را پیش گرفتیم ، یالی با شیبی تقریبا" 60 درجه و نفس گیر .

 

 

 

در انتهای یال قبل از تراورس به سمت راست بود که هوای گرم و آفتابی مجبورمان کرد مقداری از لباسهای تنمان را بیرون بیاوریم ، و خود را آماده مبارزه با مسیری بهمن گیر کنیم مسیری که باید با احتیاد و فاصله ای 20-30 متری یکی یکی و به شیوه ی قدمهای حساب شده می پیمودیم .(مسیری پر از استرس ) که در انتها به زیر پناهگاه، کنار پناهگاه 2 چشمه قرار دارد که هر دو در زیر برف مدفون شده بودند و غیر قابل استفاده بودند . ولی ما که طبق برنامه مان کوله ای 3 روزه بسته بودیم در داخل پناهگاه ماندیم و صعود را موکول به فردا صبح آن روز کردیم . بعد از ظهر را به استراحت و آب کردن برف و صرف نهار و تماشای مناظر زیبا و بی بدیل منطقه نمودیم . دم دمای عصر بود که 2 کوهنورد از اهالی الیگودرز از مسیر الیگودرز به پناهگاه آمدند ولی نماندند و زود مسیر آمده را برگشتند و ما باز تنها شدیم و دوباره مشغول تماشای مناظری که آدم از دیدنش سیر نمیشد، شدیم واقعا" جایتان خالی مناظر زیبای کوه و سنگ فرو رفته در برف، گویای یک دنیا سخن از عظمت خداوند بزرگ در سکوتی پر از معنا و مفهوم .

 

 

 

 

بالاخره خورشید در آن منظره زیبا هم محکوم به غروب بود و شب با سیاهی قیر گون خودش ، با زیباییهای خاص خودش ، با ستارگان بی شمارش ، با کهکشان زیبا و پر از جذابیتش ، به شیوه و راه و رسم خودش ما را به یاد خداوند قادر انداخت و ما کم کم دل نگران دوستان خوبمان بر سر تیغه های قله می شدیم. تا اینکه در ساعت ۳۰/۹ بعد از صعود به قله به پناهگاه رسیدند بعد از نیم ساعتی که با هم در پناهگاه بودیم عزم برگشت کردند و باز ما 3 نفر ماندیم و عظمت کوه و پناهگاه .شامی خوردیم و جمع کردن وسایل فردا و درون کیسه خواب ساعت 6 صبح از خواب بیدار شده صبحانه را صرف کرده و آماده صعود، ساعت 7 حرکت به سوی تیغه ها . هر چه جلو تر می رویم مسیر زیباتر و عظمت خداوند نمایانتر ، باز هم برف ، باز هم شیب ، باز هم خطر ریزش بهمن وباز هم حرکت با فاصله و سکوت و چشم به حرکت همدیگر . تازه هنوز از عرض اندام سنگ شصت خدا برایتان نگفتم که چنان خود نمایی می کرد و یخچال ، یخچالی مانند کاسه ای بزگ پر از برف که در  سمت راست خود تیغه هایی صخره ایی عظیم و سمت چپ قله های بهمن گیر و بالای سر خود سنگ شصت خدا را دارد و چه شکوهی دارند هر 3 کنار هم .

 

 

ساعت 8 ابتدای تیغه بودیم و مشغول پوشیدن تونیک و آماده شدن برای صعود .

 

صعود را در یک کرده سه نفره به ترتیب شعبانی و مسافری و خاوری آغاز نمودیم . تیغه های زیبا و زیبا و زیبا . در نزدیکی قله هوا کم کم از آفتابی به باد و ابر مه تغییر حالت داد و کمی سرد شد. که در ساعت 11 با صعود قله و گرفتن چند عکس و در آغوش کشیدن هم، مسیر صعود تیغه هابرای برگشت انتخاب نمودیم فرودی که کمی دشوارتر از صعود جلوه می کرد و احتیاط بیشتری احتیاج داشت . در اواسط تیغه که رسیدیم به صلاح دید سرپرست برنامه بعد از پیدا نمودن مکانی برای ایجاد کارگاه و بر پا نمودن کارگاه توسط آقای شعبانی و آقای خاوری تا کف را فرود آمدیم . در زیر تیغه ها مقداری تنقلات و نسکافه با شادی و شور از صعودی سالم میل نمودیم و مسیر پناهگاه را پیش گرفتیم . ساعت 15 داخل پناهگاه بودیم و مشغول جمع کردن کوله ها برای برگشت به سوی روستای کمندان شدیم . ساعت 16 به سمت پایین حرکت کردیم . ودر کف دره بودیم که هوا کمکم تاریک شد و مسیر را زیر نور ستارگان می پیمودیم که حال و هوای خاص خود را داشت. در ساعت 50/19 به روستای کمندان رسیده که بعد از جمع و جور کردن وسایل با خاطراتی شاد و به یاد ماندنی به طرف همدان حرکت کردیم که در ساعت 45/23 دقیقه برنامه در همدان خاتمه پیدا کرد.

 

*تنظیم گزارش: حسین مسافری*

 

با آرزوی سلامتی همه کوهنوردان کوچیک شما مسافری 

 

ادامه تصاویر

 

 

 

 

 

 

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر