گزارش پیمایش منطقه وفس اراک 31-3-92 + تصاویر
سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
0 نظر
1648 بازدید

 

پیمایش منطقه وفس اراک

 

جمعه 92/3/31

 

سرپرست برنامه : آقای رضا شریفی

 

 

قبل از رفتن به جنگل وفس در ذهن خود جایی را تصور می­کردم، همانند جنگل­های شمال ایران و یا حتا بکرتر از آن، یعنی جنگل­های واقع در غرب کشور.

 

اما وقتی تعداد 30 تن از اعضای یاران و میهمانان محترمی که در این برنامه گروه را یاری می­کردند، با دو دستگاه ماشین شخصی و یک دستگاه مینی­ بوس، در آخرین جمعه­ بهار سال 1392 به روستای وفس، واقع در شمال شهرستان اراک رسیدیم، صحنهه­ای دیدم، بسیار تعجببرانگیز؛ درختان میوه!

 

از درخت افرا و کاج و به­ ویژه بلوط خبری نبود!

 

درختان در جلوی چشمان ردیف ­به­ردیف و شانه­ به­ شانه­ هم ایستاده بودند و به تمامی مسافران خویش لبخند می­زدند و انگار فقط و فقط یک خواهش برای دیدارکنندگان از خویش داشتند و آن هم این بود که:

 

"لذت ببرید و شاد باشید، و صد البته این لذت و شادی را به ما گردانندگان طبیعت نیز، با نگه­داری درست از تمام طبیعت، ارزانی بدارید!"

 

 این جنگل وسیع که در دل کوه­های سر به فلک کشیده -البته نه به بلندای الوند- جای گرفته است، همه­ گونه درخت میوه­ای هم­چون آلبالو، توت، زردآلو، گردو، بادام و غیره در خود بارور نموده است و بدون هیچ­ چشم داشتی پذیرای میهمانان خویش است. البته با اجازه­ مردمان مهربان روستای وفس که برای مراقبت و نگه­داری این درختان زحمت بسیاری کشیده ­­اند. مردمانی با گویشی بسیار شیرین وفسی، که جزو لهجه­ های قدیم پارسی باستان است و شاخه­ای است از زبان تاتی.

 

انگار در این روستا و جنگلی که در کنه این روستا قرار گرفته است، همه چیز قدمتی به بلندای تاریخ ایران باستان دارد.

از یک طرف گویش بسیار کهن وفسی و از طرفی دیگر کهن درختان وفسی!

درختانی که آن­قدر عمر کرده­اند که کافی­ست به پوست پرچین و چروک­شان با دقت خیره شوی، و خواهی دید، با این­که درخت کاملا پوسیده است و در حال از بین رفتن؛ اما هم­چنان پرغرور و با صلابت ایستاده است.

 

و خواهی دریافت که این موجودات آرام و صبور چه سرسختانه در برابر تمام تاریخ ایستاده­اند و مقاومت نموده­اند. و حال خسته از تاریخ سرتاسر خشن آدمی­زادگان، باز هم از نفس نیفتاده­ اند و پافشاری می­کنند که تا آخرین لحظه از زندگانی­شان سراپا بایستند. و این­گونه به تمام دنیا استواری خویش را نشان داده­اند. و در این میان، این مردمان وفس هستند که آن­ها را به خوبی نگاه­بانند، و قدر این کهنان را می­دانند.

 

وقتی قدم در این جنگل کهن می­گذاری، هیچ جانور درنده خویی نمی­بینی. فقط پرندگان خوش آواز هستند که لحظه ­ای از سر دادن آهنگ همایونی نمی ­ایستند و خود را دوستان دیرینه­ کهن درختان نموده­ اند.

 

دوست داری قطعه­ای زمین خالی بیابی و دراز بکشی و چشمانت را ببندی، و به نغمه­ی خوش پرندگان گوش فرا دهی و این را توام کنی با نسیم جان­بخشی که در لابه ­لای انبوه شاخه­های درختان می­پیچد، و آهنگی و نغمه­ای را با هم درمی­ آمیزد که فقط در رویاهای یک کودک پاک نمود دارد. البته اگر نور خورشید جشمان تو را به بازی نگیرد. نور خورشیدی که به زحمت از میان انبوه شاخه ­ها راه باز می­کند و خود را به زمین می­تاباند، تا با سه عنصر آب و باد و خاک درهم بیامیزد، تا طبیعت، هم­چنان بارور بماند...

 

"با سپاس فراوان از سرپرست خوب برنامه جناب آقای رضا شریفی"

 

و نیز میهمانان عزیزی که در برنامه­­ جنگل­نوردی با هم­راهی خویش لذت این برنامه را دو چندان نمودند.

 

و نیز حضور کسانی که با پاکی خویش، نمود جنگل را برای دیگران محسوس­تر نمودند:

 

"ملیکا رابطی – کیان شریفی"

 

 

 

 

 

 

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر