گزارش صعود قله دماوند (یخچال شمالی ، دوبیسل)

 

سرپرست برنامه : آقای وحید محمودی

 

 

به نام خدا

 

 

همزمان با صعود پنج جبهه: جنوبی، غربی، شمال شرقی، شمالی و یال داغ توسط گروه کوهنوردی یاران همدان

پس از هماهنگی های لازم توسط سرپرست محترم گروه جناب آقای رضا شریفی و تمرینات منسجم طی چند هفته گذشته نفراتی که برای صعود اعلام آمادگی کرده بودند در 6 جبهه نام برده تقسیم شدند که بنده و  آقای پوریا بوجاریان مسیر یخچال شمالی را انتخاب کردیم.

سه شنبه   ساعت 13 توسط دو مینی بوس به سمت دماوند حرکت کردیم، نفرات جنوبی و غربی با یک مینی بوس و 4 جبهه دیگر با مینی بوس بعدی بودیم، شب را در روستای ناندل به صبح رساندیم. از آنجایی که کوهنوردان زیادی در منطقه حضور داشتند و قرارگاه ناندل جای خالی نداشت آقای صالحی قبول زحمت کرده و طبقه بالای منزل خودشان را در اختیار ما گذاشتند.

قرار بر این شد که ساعت 7 صبح سه جبهه شمالی، یال داغ و یخچال شمالی با یک نیسان از دشت ناندل عبور کنیم ولی با کمی تأخیر راننده مواجه شدیم و حدود نیم ساعت برنامه عقب افتاد. قبل از حرکت نفرات به وسیله باسکولی که جلو منزل آقای صالحی بود کوله پشتی هایمان را وزن کردیم، کوله پشتی پوریا 23 و کوله پشتی من 22 کیلو بود.

به هر حال بنده و پوریا به همراه آقایان: مهدی رابطی(سرپرست مسیر شمالی) وحید رسولی، یونس زندی و محمود عزیزی در اواسط دشت ناندل و به قول راننده "کنار سنگ" پیاده شدیم. سنگی که در کنار جاده خاکی دشت قرار گرفته و نمادی است برای شروع مسیر شمالی و به سمت جان پناه چهار هزار می رود.

{آقایان: مهدی شریفی(سرپرست مسیر یال داغ) مهدی خاوری و میلاد بر، با ماشین تا انتهای دشت رفتند تا از زیر مسیر یال داغ شروع به کوهپیمایی کنند.

هزینه نیسان از روستای ناندل تا ابتدای مسیر شمالی(کنار سنگ) 60هزار تومان بود که 30 هزار تومان نیز بابت اضافه شدن مسیر تا ابتدای مسیر یال داغ پرداخت شد.

همزمان دیگر دوستانمان به سرپرستی آقای علی عظیمی و حضور آقایان مهدی مشفق، حمید مسلم خانی و صادق مهر پویا با نیسان تا گوسفند سرای گردن سر رفته و شب را در پناه گاه تخت فریدون سپری کردند.

در جبهه غربی نیز حضور جناب آقای رضا شریفی باعث دلگرمی تمامی نفرات گروه بود، ایشان سرپرستی کل برنامه و 6 جبهه را بر عهده داشتند و آقایان حسین مسافری، میلاد غفوری و ناصر هاشمی در آن جبهه ایشان را همراهی میکردند.

بیشترین تعداد نفرات در جبهه جنوبی حضور داشتند که آقای امیر اکبری زحمت سرپرستی و هدایت ایشان را بر عهده داشتند نفرات حاضر متشکل از 5نفر آقا و5نفر خانم بودند.}

ساعت 8:30 چهارشنبه 9/5/1392 از کنار سنگ در دشت ناندل شروع به حرکت کردیم که تا جان پناه چهارهزار آرام آرام بر شیب مسیر افزوده می شد. جان پناه چهارهزار بر روی یال اصلی مسیر قرار گرفته و از داخل دشت کاملأ مشهود است و مسیر پاکوب به راحتی قابل تشخیص می باشد. مه بسیار زیبایی سرتاسر دشت را فرا گرفته بود و منظره ای بسیار دیدنی را پدید می آورد و همچنین ابرهای اطراف قله لحظه ای دست از او برنمی داشتند و خبر از هوای خراب در ارتفاع بالا را می دادند.

 تیمهای زیادی از تهران، قزوین، رشت و کرمانشاه در منطقه حضور داشتند و اکثرأ کوله پشتی و لوازم خود را به وسیله قاطر تا جان پناه چهار هزار انتقال می دادند. ساعت 11:45 بود که هر 6 نفرمان به جان پناه رسیدیم و کمی استراحت کردیم. پس از خوردن کمی تنقلات ساعت 12:30 به حرکتمان ادامه دادیم. یال منتهی به جان پناه پنج هزار شیب بیشتری نسبت به مسیر طی شده داشت و حرکتمان را کمی کند میکرد. جان پناه از مسیر پاکوب شده مشخص نبود مگر در فاصله حدود 100متر مانده به خود جان پناه که با دیدن آن انرژی دوباره ای گرفتیم، زیرا بر این باور بودیم که جان پناه روی یال بالایی قرار دارد! ساعت14:45 وارد جان پناه پنج هزار شدیم که البته ارتفاع سنج آقای رابطی خبر از ارتفاع حدود4750متر میداد. جان پناه خالی و البته نسبتأ مرتب، که شامل 2 طبقه بود؛ کف طبقه بالا چوبی و حدود 7 نفر ظرفیت داشت. طبقه پایین نیز در صورت استفاده صحیح حدود 10 نفر گنجایش داشت. مشکل اصلی جان پناه نداشتن شیشه ی پنجره اش بود و مشکل بعدی نداشتن پله کان بود که نفرات به سختی بالا و پایین می شدند.

اما مشکل اصلی سنگین بودن کوله پشتی من و پوریا بود که اگر قرار بود با کوله پشتی هایی به آن وزن وارد یخچال شویم کارمان بسیار سخت میشد و احتمال داشت که بامشکل مواجه شویم. به همین دلیل تصمیم گرفتم پوشاک، وصیله فنی و لوازمی که فقط برای صعود یخچال نیاز داریم در جان پناه بگزاریم و با پوریا به قله برویم شب را آنجا سپری کرده و دیگر لوازم غیر اضطراری را روی قله دپو کرده و برای صعود یخچال به پایین بازگردیم. پس ساعت 16:15 بود که به سمت قله رهسپار شدیم. هوا کم کم روبه خرابی می رفت و توان ما هم رو به کاهش... تا ساعت17:45 به پیمایش مسیر تا حدود 5300متری ادامه دادیم ولی به دلیل شرایط هوایی از ادامه منصرف شدیم وبه جان پناه بازگشتیم که باعث خوشحالی دوستانمان نیز شد.

شب را در جان پناه سپری کردیم که تا صبح بارش باران، برف و باد شدید هم داشتیم.

صبح ساعت 7:20 پس از صرف صبحانه از جان پناه بیرون آمدیم. البته لطف 4 تن همنوردمان باعث شد به سمت یخچال برویم زیرا با تقسیم لوازم ما کوله پشتی های من و پوریا را سبک کردند تا بتوانیم یخچال را صعود کنیم. به هر ترتیب دوستان از مسیر یال شمالی به سمت قله حرکت کرده و ما 2 نفر هم ازکنار جان پناه به سمت یخچال تراورس کردیم و آنجا گرامپون هایمان را به کفشمان بسته و ساعت 7:45 شروع به صعود کردیم.

ابتدای یخچال یخ بلور و بسیار سرسختی داشت که کمی نگران کننده بود زیرا که در مرداد ماه انتظار چنین یخی را نداشتم! ولی کمی که بالاتر رفتیم از سرسختی آن کاسته شد. خوشبختانه سرمای شب گذشته و سرمای حاکم باعث می شد که ریزش سنگ در یخچال را نداشته باشیم ولی باز هم به نوبت و با احتیاط صعود میکردیم که البته از طناب و میانی هم استفاده ای نکردیم. شیب یخچال به طور متوسط حدود 65 درجه بود که البته انتظار شیب بیشتری را داشتیم. پس از صعود یخچالی به طول حدود 1000متر به جایی رسیدیم که مجبور بودیم دست به سنگ شویم ولی با وجود گرامپونها و تبر یخ هایمان آن قسمت حدودأ  200  متری را به صورت ترکیبی صعود کرده و وارد یخچال دیگری شدیم که طول آن از یخچال پایین کمتر بود و به علت بارش برف در شب گذشته سطح نرمتری داشت. به هر ترتیب پس از اتمام یخچال به سمت چپ تراورس کرده و از کنار یال شمالی به سمت قله حرکت کردیم. دیگر دوستانمان به ترتیب از جهه ی غربی، یال داغ، جنوبی و شمالی به قله رسیده بودند که به علت باد و سرما تعدادی از مسیر جنوبی به سمت بارگاه برگشته بودند. ساعت 12:20 دقیقه با استقبال دوستانمان روبه رو شدیم و با سر دادن بانگ شادی بر فراز قله دماوند ایستادیم که دقایقی بعد نفرات جبهه شمال شرقی نیز به ما پیوستند و همگی پس از گرفتن تعدادی عکس یادگاری ساعت 13 از مسیر جنوبی به سمت پایین روانه شدیم. ساعت 15:30 بود که همگی27 نفر اعضاء در بارگاه گرد هم آمدیم. پس از کمی استراحت و صرف نهار ساعت 17 به سمت گوسفند سرا حرکت کردیم و 19:30 به آن محل رسیدیم. هر دو مینی بوس آنجا منتظرمان بودندکه با چیدن کوله ها در مینی بوس ساعت 20 برای بازگشت به همدان آماده شدیم و ساعت 6:30 صبح روز جمعه 92/5/11 بارسیدن تمامی اعضاء به همدان برنامه به پایان رسید.

 

تصاویر