صعودسرعتی یک روزه دیواره علم کوه از قرارگاه 31مرداد94
پنجشنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۴
1329 بازدید

صعود سرعتی- یک روزه دیواره علم کوه برای اولین بار از قرارگاه

 

31 مرداد 1394

 

سرپرست برنامه : آقای وحید محمودی

 

 

به نام یزدان پاک

 

مقدمه:

علم کوه...   نامی آشنا برای تمام کوهنوردانی که می خواهند خود و آموخته های خود را در مرحله آزمایش قرار دهند. علم کوه با ارتفاع 4850 متر به عنوان دومین کوه مرتفع ایران، کعبه آمال دیواره نوردی، بلندترین، سرسخت ترین و چالش برانگیز ترین دیواره ی ایران است، که از دهه های 40 و 50 خورشیدی عاشقان هیجان و دوست داران دیواره نوردی را برای اجرای برنامه و گشایش مسیرهای جدید به سمت خود جذب کرده است. در دهه ی 60 فعالیت بر روی این دیواره به اوج خود رسیده و مشتاقان دیواره نوردی کارهای ماندگاری را در آن سال ها به ثبت رسانده اند که بعد از گذشت حدود 30 سال، همچنان آن رکوردها خط مشی برای جوانان است، تا در حد توان خود قدم بر جای پای آن بزرگان بگذارند؛ قدم بر جای پای شیر مردانی که در آن زمان و با امکانات موجود در آن سال ها، بر روی این دیواره عشق بازیها داشته اند، تا ماحصل یکی از آن فعالیتها، گشایش مسیر همدانیها و صعود هایی پر افتخار همچون: صعود سرعتی-یکروزه از قرارگاه (ازمسیر فرانسوی ها)، صعود سرعتی-یکروزه از قرارگاه (ازمسیر لهستان52)، صعود سرعتی 2 مسیر و حتی 3 مسیر (لهستان، فرانسویها و هاری رست) در یک روز، اولین صعود زمستانی دیواره علم کوه و ... را به نام خود و دیار پاکشان همدان در دفتر خاطرات به یادگار بگذارند.

از سال گذشته یعنی تابستان سال 1393 که به همراه دو تن از دوستانم حدود 7 روز در منطقه حضور داشتیم و موفق به صعود مسیر فرانسوی ها و لهستان 52 شدیم تصمیم بر این داشتم که امسال مدت زمان بیشتری را برای فعالیت برروی دیواره اختصاص دهم ولی به دلیل مشکلات کاری و تحصیلی این امر صورت نگرفت و بی تمرینی تا جایی پیش رفت که برنامه امسال علم کوه را کنسل کردم. حدوداً 3 هفته قبل از اجرای برنامه یکی از دوستان پیشنهاد صعود سرعتی یکروزه از قرارگاه به قرارگاه را از مسیر گرده آلمانها پیشنهاد داد. همین پیشنهاد باعث شد که بنده به صعود یکروزه دیواره همزمان با صعود سرعتی دیگر دوستان از گرده فکرکنم. متأسفانه اجرای برنامه سرعتی از مسیر گرده آلمانها کنسل شد ولی تمرکز و برنامه ریزی ما برای صعود یکروزه دیواره علم کوه از مسیر فرانسوی ها بیشتر شد. همانطور که ذکر شد این تلاش قرار بود از مسیر فرانسوی ها انجام شود ولی به دلیل بریدگی پاندوله ی بلند مسیر فرانسوی ها توفیقی اجباری نصیب ما گردید تا قدم در مسیر همدانیها بگذاریم و صعود سرعتی-یکروزه را از این مسیر داشته باشیم.

 

گزارش برنامه

 

اجرای صعود سرعتی مستلزم سبک بار بودن نفرات است ، به همین دلیل ما برای اجرای این برنامه باید زودتر وسایل فنی و دیگر لوازم را به علم چال انتقال می دادیم. پنج شنبه مورخ 29/5/1394 ساعت 2 بعداز ظهر، دو عدد ساک بار که تمام لوازم مورد نیاز برای صعود را در آنها گذاشته بودیم به تیم 27 نفره یاران رساندیم که یک روز قبل از ما عازم علم کوه بودند.

جمعه 30/5/94 ساعت 6 صبح آقایان پوریا بوجاریان ، میلاد غفوری و بنده از همدان به سمت کلاردشت حرکت کردیم. ساعت 13 در قرارگاه رودبارک بودیم و نهار را همان جا صرف کردیم. بعد از استراحتی کوتاه به سمت قرارگاه ونداربن به راه افتادیم و ساعت15:45 دقیقه به آن مکان رسیدیم. از آنجا که قصد داشتیم ساعت 12 شب به سمت سرچال برویم، تصمیم گرفتیم بعد از ظهر را تا حدود ساعت 10 شب بخوابیم. متأسفانه این امر از ساعت 5 تا 7:30 عصر بیشتر میسر نشد.

از پنج شنبه مطلع شدیم که سیم بکسل پاندوله مسیر فرانسوی ها پاره شده است و به همین دلیل تعدادی کرپی و آچار برای ترمیم سیم بکسل تهیه کردیم. ولی با صحبت های متفاوتی که از دیگر کوهنوردان تازه از صعود برگشته شنیدیم کم کم از انتخاب مسیر فرانسوی ها پشیمان شدیم. زیرا بعضی می گفتند سیم بکسل کاملاً به پایین پرتاب شده، بعضی اشاره داشتند که نصف آن در طاقچه آرش و نصف آن در طرف دیگر پاندوله است. به هر حال از اطلاعات بدست آمده در قرارگاه به طور قطع نمی شد فهمید که سیم بکسل قابل تعمیر است یا خیر! و همچنین عبور یک کرده سه نفره از پاندوله بلند در مسیر فرانسوی ها بدون سیم بکسل، مستلزم صرف وقت و انرژی زیادی می باشد که این اتلاف وقت در برنامه ی ما جایی نداشت. به همین دلیل تصمیم گرفتیم مسیر را تغییر دهیم. سه راه پیش رو داشتیم: اول مسیر هاری رست، دوم لهستان 52 و مسیر سوم همدانیها بود. با توجه به اینکه سال گذشته شاهد ترمیم مسیر همدانیها بودیم و همچنین طبق اطلاعاتی که از قبل داشتیم، صعودی سرعتی از مسیر همدانیها به ثبت نرسیده بود، بعد از تبادل نظر با دوستان همطناب مسیر همدانیها را انتخاب کردیم.

کم کم مشغول صرف شام شدیم و خودمان را برای حرکت آماده ساختیم.

در اولین دقایق بامداد شنبه 31/5/94 دوست خوبمان آقای مهدی خاوری از اعضاء گروه یاران که به  همراه دیگر دوستانش بعد از صعود موفق مسیر هاری رست به قرارگاه برگشته بود، ما را به سمت سرچال بدرقه کرد. در تاریکی شب و با نوازش مه ای که از همان ابتدای مسیر همراه ما بود به راه افتادیم، سرعتمان نسبتاً خوب بود و در ساعت 1 بامداد روی کشتی سنگ استراحتی چند ثانیه ای داشتیم و دوباره به راهمان ادامه دادیم. ساعت 2:50 دقیقه وارد پناهگاه سرچال شدیم. 27 نفر از اعضاء گروه یاران که قصد صعود گرده را داشتند در پناهگاه خوابیده بودند. چند تن از دوستانمان از جمله آقایان مهدی مشفق و هادی پرچمی را بد خواب کردیم و در کنارشان استراحتی کوتاه و در عین حال بسیار مفید داشتیم.

 

 

بعد از خوردن چای که دوستان زحمتش را کشیدند ساعت 3:50 دقیقه بامداد به سمت علم چال حرکت کردیم. سنگ چین ها را دنبال می کردیم تا مبادا از مسیر خارج شویم. خوشبختانه سنگ چین ها پیوسته ادامه داشتند و در تاریکی شب، ما را مستقیم به پناهگاه خرابه ی علم چال رساندند. ساعت 5:40 دقیقه صبح کنار ساک بارهایمان بودیم. بعد از به تن کردن لباسهای گرم میلاد عزیز زحمت صبحانه را کشید و من همراه آقا پوریا لوازم فنی را آماده کردیم. نسبت به فعالیتی که تا به اینجای کار داشتیم، اشتهای زیادی جهت صرف صبحانه نبود! (شاید به دلیل استرس مسیر پیش رو، و یا به دلیل ضعف در هم هوایی)

ساعت 7:30  صبح، بعد از گرفتن چند عکس در علم چال به سمت شکاف یخچالی حرکت کردیم.

 

 

دو عدد طناب پلاستیکی در بالای شکاف یخچالی ثابت شده بود و با استفاده از آنها از شکاف عبور کردیم

 

 

 از دیگر طناب ها که به زیر مسیر لهستان52 منتهی می شد کمک گرفتیم تا به زیر مسیر همدانیها و یک کارگاه زنجیر سفید رنگ رسیدیم.

مشغول باز کردن طناب شدیم و رأس ساعت 9:10 دقیقه صبح روز شنبه 31/5/94 با نام خداوند شروع به صعود طول اول کردیم.

طول اول و دوم مسیر به گونه ای طراحی شده بود که مسیر طبیعی صعود شود، هرچند ما گاهی برای سرعت بخشیدن به صعود، از میانی ها هم کمک میگرفتیم.

در پایان طول دوم، سمت راست کارگاه، تابلوئی نصب شده بود که سال گشایش و سال ترمیم مسیر در آن ذکر شده بود.

 

 

(آقای مهدی مشفق که در تیم 22 نفره گرده مشغول صعود بودند زحمت عکس زیر را کشیده و هر سه در کارگاه طول دوم هستیم و تابلوی مسیر سمت راستمان است.)

 

 

قابل ذکر است که این مسیر در سالهای 66تا69 به همت زنده یاد فریدون اسماعیل زاده، استاد حسن نجاتیان، برادران روحانی و شادروان حسین مقدم گشایش یافته است و در سال گذشته مربی ارجمند، آقای احسان جباری و همطنابشان آقای مهدی اصلانی با پشتیبانی آقای مسعود نظری همت به ترمیم مسیر کرده و تا طاقچه قمقمه 9 طول مسیر را ایمن ساختند تا نفراتی که قدم بر مسیر همدانیها میگذارند از صعودی ایمن لذت بیشتری ببرند.

به هر حال هرسه نفر به کارگاه رسیدیم، سپس مشغول طول سوم شدیم و از آن طول به بعد کاملاً دست به رکاب بودیم.

 

 

مسیر در طول چهارم به مراتب سخت تر شد! فاصله ی زیاد رول ها و بالا بودن درجه سختی مسیر کم کم من را به این فکر مشغول میکرد که اگر از مسیر لهستان 52 میرفتیم صددرصد زودتر به طاقچه قمقمه میرسیدیم!

در زیر کارگاه چهارم یک تراورس کوچک به سمت راست داشتیم و ساعت 11:30 وارد کارگاه چهارم شدیم که برای 2 نفر، نسبتاً راحت بود.

 

 

همزمان 22 نفر از همنوردانمان از مسیر گرده در حال صعود بودند که آنها را کنار سه رکابی مشاهده کردیم.

 

 

در طول پنجم شیب مسیر خوابیده و طولی نسبتاً کوتاه پیش رو داشتیم، در آخر این طول کارگاهی متفاوت وجود داشت.

در 10 کارگاه مسیر همدانیها تا طاقچه قمقمه (با احتساب کارگاه زیر طول اول) 8 تا از کارگاه ها با دو حلقه فرود بودند که یکی از آنها به زنجیر سفید وصل بود. (کارگاه های با دو حلقه فرود بسیار کاربردی و مطمئن بودند.) مانند عکس زیر: به غیر از کارگاه آخر طول پنجم که زنجیر سفید نداشت و آخرین کارگاه در سمت راست طاقچه قمقمه که تک رول و تک حلقه بود.

 

 

(در عکس زیرکه دوستانمان از مسیر گرده آن را گرفته اند آقایان پوریا و میلاد در حال صعود هستند.)

 

 

طول ششم از نظر من سنگین ترین طول مسیر بود و دقیقاً در موازات رول مشهدی های مسیر لهستان52 مستقیم به بالا میرفت. فاصله رول ها از یکدیگر زیاد بود به طوری که برای دست یابی به رول بالایی فشار زیادی را متحمل می شدیم. یا در صورت وجود زائده ای برای هوک گذاشتن نفر سرطناب از بت هوک استفاده میکرد، که این مسئله هم موجب صرف زمان می شد.

 

 

 

بعد از صعود طول ششم سرطناب رفتن را به آقا پوریا سپردیم و ایشان هم با اینکه اولین بار بود که بر روی دیواره علم کوه فعالیت میکرد به خوبی از عهده این مسیر و شرایط سخت آن برآمد. تا اینجای کار آقا پوریا وسط بود و آقا میلاد ته طناب میانی ها را جمع میکرد. طول هفت و هشت پوریا سرطناب رفت، میلاد وسط و من هم در آخر صعود میکردم.

آخر طول هفتم به یک کارگاه راحت رسیدیم که بعد از آن باید به سمت راست تراورس و سپس مستقیم صعود می کردیم.

 

(پوریا در حال صعود طول هشتم و میلاد هم منتظر:)

 

 

کارگاه طول هشتم نسبتاً ناراحت بود و بعد از رسیدن به آن نفر سرطناب دوباره عوض شد. اطلاعاتی که از قبل در مورد این طول داشتم کمی نگرانم میکرد! چرا که در این طول بعد از 8تا 10 متر صعود مصنوعی باید ادامه را تا کارگاه، طبیعی صعود می کردیم. چیزی که من از طبیعی بودن این قسمت انتظار داشتم خیلی سنگینتر و درجه بالاتر از آنی بود که صعود شد!!!

به هر حال در بین ما سه نفر صعود طبیعی میلاد بهتر بود و زحمت این طول را ایشان کشید که به راحتی از پس آن برآمد. میلاد وقتی به کارگاه کنار طاقچه قمقمه رسید گفت: (آقا وحید به کارگاه رسیدم، پس این طبیعی مسیر کجاست؟!؟!؟)

در این برنامه صعود سرطناب پوریا و میلاد برای من لذت بخش ترین قسمت برنامه بود و از صمیم قلب از این بابت خوشحال بوده و هستم.

ساعت 16:10 دقیقه هرسه در کارگاه بودیم. از کارگاه بالای طول نهم (آخرین کارگاهی که سال گذشته آقای جباری زحمتش را کشیده بود) یک طناب هفت میل به کارگاه طاقچه قمقمه ثابت شده بود.

بدون فوت وقت به سمت قیف تراورس کردیم به کارگاهی 2 رول رسیدیم؛ طول دهم هم به پایان رسید. طول یازدهم نیز مانند طول قبلی خود، کاملاً طبیعی صعود شد تا به یک کارگاه دو رول دیگر رسیدیم.

 

 

به ترتیب پوریا و میلاد هم وارد کارگاه شدند، استراحتی کوتاه داشتیم. طول بعدی یعنی طول دوازدهم داخل یک سجاف بود و به یک کارگاه ناامن منتهی می شد.

ساعت حدود 18:15 دقیقه پوریا بار دیگر سرطناب مشغول صعود شد و طول دوازدهم را به پایان رساند.

 

 

میانی های این طول کلاً میخ بود و کارگاه نامرتب و ناراحت آن باعث می شد که طول نا امنی باشد.

ما سه نفر بعد از حدود 19 ساعت فعالیت مداوم (یعنی پیمایشی سرعتی تا علم چال و صعودی سخت و سنگین از مسیر همدانیها تا طاقچه قمقمه) وارد قیف شدیم. سه طول دیگر تا پایان مسیر و رسیدن به هدفمان باقی مانده بود یعنی صعود یکروزه ی دیواره علم کوه از مسیر همدانیها. هوا کم کم روبه تاریکی می رفت و خستگی ما باعث می شد که در این سه طول آخر صعود سنگینتری داشته باشیم و ادامه مسیر، بیشتر از آنچه انتظار داشتیم طول بکشد!

طول سیزدهم ترکیبی از صعود مصنوعی و طبیعی بود و تمام میانی های آن میخ بودند ولی در عوض به یک کارگاه که دو عدد رول پتزل بود میرسید، این کارگاه مطمئن و نسبتا راحت دو سه متر پایینتر از کارگاه مثلث کوبیده شده است.

چهاردهمین طول مسیر کاملأ طبیعی صعود شد و به سمت چپ متمایل بود. در این طول میانی نبود و به دلیل لق بودن سنگها، خیلی جای ابزار گذاری نبود. با اینکه این طول در شب و با خستگی مفرط صعود شد ولی نسبت به صعود سال گذشته(مسیر لهستان 52+قیف) که در حال بارش برف و در سرما صعود کردیم، شرایط بهتری داشتیم. با هر سختی و مشکلی که بود هر سه نفر به کارگاه بعدی که یک تک رول کسری است رسیدیم و عزممان را برای صعود طول پانزدهم، یعنی آخرین طول که کاملاً ریزشی است و در کل مسیر حتی جای یک میانی هم ندارد جزم کردیم. به پایان مسیر رسیدم و آن طرف یال مشغول جمع کردن طناب دوستانم شدم، کم کم نور هد لامپ میلاد و پوریا به چشمانم خورد و با یاری خداوند ساعت 23:30 دقیقه شنبه شب 31/5/1394 در پایان مسیر یکدیگر را در آغوش کشیدیم.

(البته بماند که وقتی دست از طناب کشیدم با خستگی تمام روی زمین نشستم، آقا پوریا و آقا میلاد طنابها و لوازم را جمع کرده و میلاد عزیز یک فیلم به یاد ماندنی از ما گرفت...)

خواستیم به سمت جانپناه خرسان برویم، ولی برای نزدیکتر شدن مسیر به علم چال ترجیح دادیم به سمت جانپناه سیاه سنگها حرکت کنیم. تا جایی که مسیرمان با مسیر حصارچال مشترک بود جلو رفتیم و نیم ساعتی هم به سمت جانپناه پیشروی کردیم. به دلیل بی خوابی و خستگی، تعادل خوبی نداشتیم و بهتر دیدیم در پناه یک سنگ استراحت کنیم، پتوی نجات را به دور خودمان پیچیده و خوابیدیم. هوا خیلی سرد نبود ولی باد آزار دهنده ای می وزید که باعث شد حدود ساعت 3 بامداد بلند شویم و به راهمان ادامه بدهیم. در جانپناه خبری از باد نبود اما هوای سنگینی داشت! به هر حال تا ساعت 8 صبح خوابیدیم.

صبح روز یکشنبه 1/6/94 جلوی جانپناه مقداری مواد غذایی مصرف کردیم و روبه علم چال سرازیر شدیم.

 

 

(این هم سه عکس از چهره ی بهم ریخته ما در راه برگشت به علم چال...)

 

 

 

 

 

 

حدود ساعت 11:30 به علم چال و کنار دوستانمان رسیدیم که شب قبل را بعد از صعود گرده در آنجا گذرانده بودند. البته بیشتر همنوردان به سرچال برگشته و فقط 8 نفر در علم چال مانده بودند و چهار نفرشان قصد صعود دیواره را از مسیر هاری رست داشتند. دوستان با چای یک سوپ داغ و خوشمزه و ماساژی جانانه خستگی را از تنمان بیرون کردند. وسایل فنی را برای صعود دوستان تحویل آقای داوود بهشتی دادیم.

 

 

بعد از استراحتی مختصر و خوردن نهار حدود ساعت 16 به سمت سرچال به راه افتادیم کنار پناهگاه گلویی تازه کردیم و به راهمان ادامه دادیم و در نهایت ساعت 21:20 دقیقه وارد قرارگاه ونداربن شدیم.

یک اتاق برای 3 نفرمان اجاره کردیم و پس از صرف شام در آشپزخانه، شبی آرام را به صبح رساندیم.

صبح روز دوشنبه 2/6/1394 بعد از گرفتن دوش گزارشمان را در دفتر یادبود قرارگاه نوشتیم.

 

 

 به کلاردشت رفتیم و نهاری لذیذ را میهمان آقا پوریا بودیم. سپس از جاده چالوس راه برگشت را پیش گرفتیم و ساعت 9 شب به همدان رسیدیم.  خداوند را شاکریم که این برنامه را هم با موفقیت و سلامتی به پایان رساندیم. بنا بر وظیفه و به رسم ادب دست بوسی پدرانمان را در اولویت هر کار دیگر دانستیم، به امید آنکه بتوانیم جرعه ای از خوبی ها و زحمات آنها را به پاس سالها تلاش و فداکاری جبران نماییم.

 

*ارزش معنوی این صعود تقدیم به تمامی پیشکسوتان دیواره نوردی همدان*

 

 

با تشکر از تمام کسانی که به قدمی ما را در این برنامه و به قلمی بنده را در نگارش گزارش خوانده شده یاری کرده اند، و سپاس از شما که وقت خود را صرف خواندن این مطالب نمودید.

 

 

مقدمه و گزارش به قلم:

کوچکترین عضو یاران: وحید محمودی