گزارش و تصاویر صعود به قله کلاغ لان 5 دی 93
دوشنبه ۰۸ دى ۱۳۹۳
1941 بازدید

گزارش برنامه  صعود به قله کلاغ لان

 

جمعه 5  دی 93

 

سرپرست برنامه : آقای پوریا بوجاریان

 

 

مقدمه

 

"کلاغ لانه" ، نامی آشنا و سمبلیک برای همه کوهنوردانی که در فضای کوه به خصوص کوهنوردی فنی فعالیت می کنند.نامی که میراثی است از پیشینیان ما ، آنهایی که در همان عهد باستان عشق به کوه به عنوان نماد صلابت و پایداری در وجودشان موج می زد و ما امروزه رد پایی از این تاریخ را در جای جای این گذرها می بینیم.کلاغ لانه همانطور که همه کوهنوردان همدانی محترم می دانند از قله های اصلی منطقه الوند با ارتفاع  3441 متر از سطح دریا می باشد .این قله در جنوب غرب قله الوند و در امتداد غرب خط الرأس الوند واقع شده است .از شاخصه های اصلی منطقه کلاغ لانه می توانم به موارد ذیل اشاره کنم :

  1. دسترسی آسان و سریع به قله الوند ( راهپیمایی 30 دقیقه ای )
  2. داشتن سرچشمه های گوارا و دائمی
  3. وجود پناهگاه بزرگ و سالم (این پناهگاه در دهه 60 به دست کوهنوردان همدان ساخته شد).
  4. دسترسی و فرود سریع به گنجنامه (از طریق درّه کیوارستان)
  5. چشم انداز زیبا و دلفریب به منطقه دشت امامزاده کوه (از طریق دوزخ درّه )
  6. وَ امّا زیباتر از آن برای کوهنوردان فنی ........
  7. داشتن جاذبه سنگنوردی طبیعی در تابستان و ترکیبی در زمستان ( در محلی به نام سوزنی ها )
  8. وَ ... که هر چه از زیبایی و قابلیت تنوع این منطقه و تمام مناطق الوند بگویم باز هم باید همان ویژگی سه نقطه زبان فارسی همیشه به کمکم بیاید.

در فرجام مقدمه این نکته را به سمع عزیزان برسانم که می توانستم مثل همیشه گزارشی کوتاه در حد پاراگرافی حضورتان عارض شوم ولی با توجه به اینکه  شاید خیلی از دوستان جدید و آماتور در گستره این ورزش و دیگر مخاطبان محترم خارج از استان در فضای این گزارش پرسه ای بزنند قبل از نوشتن به فکر ارائه مقدمه ای البته کوتاه افتادم که امیدوارم که مورد قبول واقع شود.

با اظهار ادب و آرزوی روزهایی شاد با صعود به بلندای سمند باد پای هستی برای همه مخاطبان محترم عرصه کوه وکوهنوردی همدان و ایران نظر شما را به گزارش صعود زمستانی قله کلاغ لانه از مسیر سوزنی­ها جلب می کنم.

با درود فراوان – پوریا بوجاریان دی ماه 1393

 

  • منبع : دست نوشته­ای به قلم پوریا بوجاریان، همدان، زمستان 1393

*******

گزارش برنامه :

 

با توجه به هماهنگی لازم که از طرف من با سرپرست محترم گروه و دوست گرامی جناب خاوری انجام شد روز جمعه مورخه 05/10/93 ساعت 6:30 صبح از گنجنامه به طرف منطقه کلاغ لان رهسپار شدیم . با استراحت کوتاهی در میدان میشان ساعت 08:45 به پناهگاه کلاغ لان رسیدیم .هوا خوب بود ولی کمی باد می وزید که این هوا برای کوهنوردان منطقه الوند به خصوص آنهایی که برنامه های فنی اجرا می کنند جای بسی خرسندی دارد . ولی میزان بارش و حجم برف در پای قله و سوزنی­ها زیاد بود که این نوید گذشتن از بهمن­های خطرناک زیر شیب دهلیزهای قله و رسیدن به پای کار را به ما می­داد.به هرحال بدون صرف صبحانه با خوردن کمی تنقلات و چای بصورت سرپایی ساعت 09:15 با برداشتن تجهیزات از قبیل طناب ، هارنس و ابزار لازم به طرف سوزنی­ها رهسپار شدیم. رفتن تا پای کار با انجام مراحل اجرایی در گذشتن از شیب بهمن به پایان رسید و کار ما هم روی سوزنی­ها آغاز شد مسیر با رفتن به زیر سنگ تلویزیون از آنجا هم به کنار هرم­ها و در نهایت قله ادامه داشت که در طول مسیر حجم برف دهلیزها و پای سنگ­ها بسیار اذیت کرد در مجموع ساعت 12 ظهر همراه مهدی روی قله بودیم و نمایی زیبا از منطقه گرین در جنوب ، امروله- دالاخانی - نقره چال و بیستون در غرب و جنوب غرب ، یخچال در شرق را با تمام صلابتشان نظاره کردیم که این جای بسی شکر و شادی داشت که این مناطق چتر زرتار خود را به روی ما گشوده بودند. با گرفتن چند تصویر برای ثبت در دفتر خاطراتمان همراه هم مسیر برگشت را پیش گرفتیم ولی اینبار از یک مسیر تازه البته برای ما تازه چون شاید دیگران هم رفته باشند از مسیر پشت قله که اول " مهدی " گفت : " پوریا این راه داره " منم مثل همیشه گفتم : " بابا بیا بریم یا راه داره یا نه ولی از یه راه تازه ای حداقل برای خودمان رفتیم".

به هرحال راه داشت ولی خوب کمی یخ زده بود و شیب داشت به پایین رسیدیم. با برگشت دوباره به پناهگاه و دیدار دوباره آقای " بیگلر" که می گفت : " چند تا عکس ازتان گرفتم رو سوزنی­ها ولی عکس­های قله بدر که با هم گرفتیم وقتی دادی منم عکس­ها رو تحویل میدم".

خوب! البته این گفتار در فضای کوه و بین کوهنوردان رسم است چون اکثر به یقین دوستان تصویر­ها را ثبت می­کنند ولی بشین تا عکس به دستت برسه مثل یکی از دوستان ما به نام آقای "...X..." البته این قسمت را برای مزاح عرض کردم.

با برداشتن وسایل باز هم بدون خوردن صبحانه البته دیگر ظهر شده بود ولی به امید رفتن به پناهگاه میدان میشان به طرف پایین رهسپار شدیم.آقا مهدی خاوری نزدیک میدان میشان بنا به ضرورت رفت پایین ولی من با میل ناهاری به نیابت صبحانه در پناهگاه از ادامه با ایشان ماندم.در مسیر برگشت به جناب حسن زاده عزیز که از کوهنوردان قدیمی می باشند وبسیار به بنده هم لطف دارند برخورد کردم که وقتی می گویند :" قسمت این بوده واقعاً این بوده" با ایشان و همراهانشان از سمت یال عباس آباد و در نهایت کوچه باغ گرده پزی برگشتم.

برنامه خوبی بود با توجه به اینکه حضور دوست خوبم " مهدی خاوری" بعد از مدتی که ایشان هم به جرگه طلایه داران عرصه همت و فداکاری پیوسته را در کنار خود احساس کردم.

       در پایان برای همه دوستان آرزوی بهروزی و شادزیستن در پناه خداوند منان زیر چتر سایه گستر هستی، در دامن طبیعت، این زیبای همیشه جاوید را دارم .