گزارش و تصاویر صعود قله توچال توسط آقای حسین مسافری 5 دی 93
جمعه ۱۹ دى ۱۳۹۳
999 بازدید

گزارش صعود به قله توچال

 

توسط آقای حسین مسافری از اعضای گروه

 

جمعه 5 دی 93

 

 

چند وقتی بود دلم هوای دیدن قله با شکوه و مقدس دماوند را کرده بود. یعنی بعد از زمستان پارسال از روی قله شانه کوه (تقریبا یک سال پیش) موفق به دیدن این قله زیبا و با شکوه نشده بودم . این بود که تصمیم به صعود قله توچال و تماشای شکوه و زیبایی دماوند را از فراز این قله گرفتم. دو سه هفته ای یا شرایط مساعد نبود و یا هوا سر ناسازگاری داشت تا اینکه در این تاریخ هم مشغله زندگی و هم هوای صاف فرصت خوبی را در اختیارم قرار داد. فرصت را غنیمت شمردم و برای صعود یک روزه این قله با کوله باری حاوی یک وعده صبحانه و ناهار و مقداری لباس عازم تهران شدم.بلیط اتوبوس را برای ساعت 30 دقیقه بامداد جمعه 5 دی ماه 93 تهیه کردم و ساعت 4:50 وارد ترمینال غرب شدم. ساعت5:45 توسط اتوبوس شرکت واحد و یک مسیرسواری اول مسیر دربند کنار مجستمه کوهنورد که به خاطر تعمیر دور آن را گونی کشیده بودند رسیدم و صعود شروع شد. کوچه ها با شیبی کم و زمینی یخ زده بود.مسیر تقریبا شلوغ بود و عده ای که می دیدند مسیریخ زده یا برمیگشتند یا ترجیح میدادند با تله کابین بروند.

ساعت 7:10 بود که وارد پناهگاه شیر پلا شدم . پس از یک ربع دوباره حرکت به سوی قله را شروع کردم .ساعت 9:40 بود که به پناهگاه مرحوم امیری رسیدم. هوا آفتابی بود و کمی باد سرد میوزید. و هرچه بالا تر میرفتم به شدت باد و سرما افزوده میشد.ساعت 11 بود که در سمت راست خود  قله ای که به خاطر دیدنش رفته بودم را مشاهده کردم و چه شکوه و عظمتی دارد دماوند. ساعت 11:20 وارد پناهگاه توچال شدم. در مسیبر گروه هایی از شهر های ایلام و مازندران و تهران هم دیده میشدند.من یاد گروه خودمان افتادم . گروه 30 – 40 نفری در یک خط و پشت سر هم ، نفر ضعیف مثل مسافری هم نفرات قوی گروه ، در حالی که این گروه ها از پناهگاه امیری تا قله در مسیر پخش بودند. پس از صرف ناهار داخل پناهگاه شلوغ و پر از سرو صدا و آوازو نی مشغول عکس گرفتن شدم و نیم ساعتی در هوای سرد مشغول نظاره زیبایی قله دماوند شدم.ساعت 12:20 تصمیم برگشت از مسیر توچال را گرفتم و از همه زیبایی آنجا ناخواسته و مجبورا خدا حافظی کردم. پیمودن مسیر قله تا کف توچال تقریبا 4:40 طول کشید. یعنی ساعت 17 پاهایم به آسفالت رسیدو به دنبال ماشین برای برگشت بود م که بلا خره ساعت 22:30 به همدان رسیدم و برنامه به پایان رسید.

 

درسته که من تنها بودم ولی یاد همه بچه های گروه همراهم بود

 

عضو کوچک گروه یاران

 

حسین مسافری

 

تصاویر برنامه